خرید بک لینک
قضیه چیه؟ م میخواد با ی زن شوهردار لاس بزنه. من رسما و علنا بهش خیانت میکنم اما از لاس زدنش به شدت می رنجم. خیلی دغدغه م احمقانه س. میتونه نابودم کنه. دوس دارم بزرگ تر فکر کنم. دوس دارم دغدغه های علمی یا بیزینسی یا فلسفی داشته باشم. خیلی مسخره س که الان دارم به این فکر میکنم که دوس پسرم چرا باید به ی دختر معمولی بزنز پر از عمل توجه کنه. خب رابطه همینه. دانشمندام ممکنه گیر کنن اینطوری. ولی باید جمعش کنم. انگار اتاقم بهم ریخته و هر روز میگم اوکی حالا درستش میکنم و همینطور داره کثیفتر میشه. پنهان کردن خیلی رو مخه. آسیب زننده س. پنهان نکردنم مستلزم تحمل رنج و مشقته. من میخوام از ایران برم. اما قراره هرجایی که هستم انسان بمونم. با ک بهم خوش میگذره. احتمال رفتنم رو میبره بالا. م رو خیلی دوس دارم. بهش وابسته م. مرد منه. اما

چندماهه که به یک نفر دیگه توجه میکنه. یک نفر که کاملا برعکس منه. و به من این حسو میده که ی زن شلخته عشق کار شدم و بلد نیستم به خودم برسم. باهوشه اما ضعف های شخصیتی داره که جلوی پیشرفتش رو گرفتن. نمیتونه منو بالا بکشه.

خوابم میاد. کی این اتاق تمییز میشه؟

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 12:02

صفحه بندی