من صبح به صبح ماشینو روشن میکنم از پارکینگ میزنم بیرون رادیو اقتصاد رو روشن میکنم و منتظر سوال مجری و جواب مردمو بعدش حرف کارشناس میشم. همش منتظرم یه جا یه نفر یه حرفی بزنه که بگم واو نمیدونستمش. میتونم برم به بقیه بگم چی شنیدم تو رادیو. خیلی وقتام چیز خاصی نمیگنو من با خودم میگم اشکال نداره. اگه موزیک گوش کرده بودم الان فقط ی چیزی تکرار شده بود. چیز زیادی از دست ندادم. بعد میرسم سرکارو چایمو میخورمو تب های همیشگی که باید صبح به صبح چک بشنو باز میکنم. وسط کار ساعت 1:30 میشه و یا معده م یا همکارا آلارم میدن که باید ناهار بخوری. ناهار گرم میکنمو ی بحث موقع ناهاری میکنیم که معمولا اینجوریه که ی مساله اجتماعی سیاسی یا روانی رو سعی میکنیم باز کنیمو موشکافی کنیم توش. بعد ناهار کارای لش کردنیو میکنم بعد قهوه میخورمو یکم مفیدتر کار میکنم. ساعت 8 جمع میکنم میرم بیرون. پیاده روی تا ماشین. ماشینو روشن میکنم موزیکو روشن میکنم و به این فکر میکنم که به این شغل ادامه بدم یا نه! بیام بیرون یا نه! قرضمو چیکار کنم! میتونم وام بگیرم یا نه! بهد چون از این فکرا خسته میشم موزیک و بلند میکنم باهاش میخونم در حد فرییااااد و میرسم خونه. شام میخورم. شام فردامو برمیدارم. گوشیو میگیرم دستم رو تخت دراز میکشم. ی روز در میون دوش میگیرم. روزی که دوش نمیگیرم به سختی پامیشم صورتمو میشورم مسواک لعنتی و میزنم. آلارم 7:30 رو روشن میکنم. کتابمو ادامه میدم. حواسم هست که دیگه بیشتر از 12:30 نخونم. بعد خاموش میکنمو تو 30 ثانیه میخوابم.
خب همه اینا ینی من 1 م! من امید دارم. به اینکه سر کار کلی چیز یاد میگیرم! که واقعا یاد میگیرم. اینکه با آدمای لاشی ای کار نمیکنم. اینکه با آدمای پرادعایی کار نمیکنم. ایییینکه کتابمو میخونم. اینکه هر موزیکی گوش نمیدم. اییینکه زود ازدواج نکردم. اینکه تو این سن مادر نشدم. اینکه ی دختر آزاده م! اینکه زیبام! اینکه خانواده خوبی دارم!
اصلا کاری به اینا ندارم. فقط میخوام بدونم که زنده م! میخوام یادم نره که زنده م!
چرا زنده بودن مهمه؟؟؟
شاید چون فکر میکنم این تنها چیزیه که دارم!
احمقانه س که بگم چون اون چیزی که میخواستم نشدم حالا امیدم فقط به اینه که من زنده م!
من هر پخی که میشدم امیدم به این بود که زنده م! ینی پشت هر پخی شدن ی خب که چی بزرگی هست! کدوم آدم کسشریه که بگه من خیلی خفن شدم و الان از خودم کاملا راضیم!! هیچ پفیوزی نمیتونه اینطوری باشه! شایدم میتونه باشه و من الان دارم بهش حسودی میکنم. ولی نمیتونه باشه خب! آدم الکی خفن نمیشه. کلی سوتی میده کلی گند بالا میاره. کلی زمین میخووره. کلی تحقیر میشه! میاد یه چیزو بگیره اون یکی و ول میکنه! هرکاری بکنه نمیتونه تو همه چی پرفکت باشه مگه اینکه کلا ی آدم بدبخت راضی باشه. به همه چی راضی باشه! البته در این صورت بدبخت نمیشه! خب راضیه دیگه! بنظر من بدبخته! بنظر خودش که از همه چی مهمتره
خوشبخته!
اح چقد کس گفتم
من مشکل روانی دارم یا یه آدم نرمالم؟؟ نرمال به کی میگن؟ روانی به کی میگن؟
هرکی مثل بقیه نباشه و دوس داشته باشه بقیه رو آزار بده باید آنرمال باشه!
خب تصویب شد من صد در صد روانیم! البته من دلم نمیخواد کسیو آزار بدم ولی میدم! ینی ی کاریو با علم به اینکه اونو آزار میده انحام میدم و وقتی دیدم عه آزارش دادم یه دلیلی بر خودم درست میکنم با ته صداقتو به خرج میدمو میگم من خودخواهم! ولی به هرحال همیشه سعی میکنم مثل بقیه نباشم. هرکاری بقیه انجام میدن من ندم! مثلا همه به زلزله زده ها کمک میکنن بر همین من بدم میاد و بهشون کمک نمیکنم!!! اگه هیچکس اینکارو نمیکرد احتمالا همه حقوقمو کمک میکردم و در دل برای مردم بی محبتم افسوس میخوردم! بااین تفاسیر من روانی نیستم یک آدم به شدت کسشعرم که دارم راهو اشتباه میرم
جدا راه درست کجاست؟؟؟
درست به کدوم سمت؟ به سمت کسشر نبودن؟؟ متعالی شدن؟ پرفکت شدن؟
پرفکت شدن از نگاه کی؟
مطلقا نگاه خودم که توهمه!! مثالشم مهدی!! ینی حیف فوشای ک دار که به این آدم بدم. میشه گفت جلبک ترین آدم زمین که خودش رو خدای جهانیان میبینه! خب من که نمیخوام این مدلی باشم! اگه من فکر کنم الان انسان فرهیخته و کاملیم ینی لزوما خوشبختم؟؟ یک زنده خوشبخت!!
ها فهمیدم چرا میخوام بفهمم زنده م یا خوشبختم! چون میدونم قراره بمیرم! و میخوام یک بیلاخی برای مرگ آماده کرده باشم! کلا دلیل آرامش نداشتنم اینه احتمالا! اگه مردم چی! احساس میکنم ریدم با این زندگی کردنم؟؟؟ نه! من همیشه ی راهی دارم خودمو آروم کنم. مثل اینکه میگم اگه رادیو چیز خاصی نگفت چیزی از دست ندادی چون موزیکو بعدنم میتونی گوش کنی! یا مثلا اگه خونه باباتی و نتونستی بری خارج درس بخونی عوضش ازدواجم نکردیو الان خونه شوهر نیست! یا بلخره همیشه ی عوضش بر خودم پیدا کردم! پس نگران چیم! حتما موقع مرگم میگم هی دختر غصه نخور! اگه اون جوری که میخواستی زندگی نکردی عوضش.....
آیا میگم عوضش همه تلاشتو کردی؟؟؟
ممکنه نگم! باید ی کاری بکنم که بتونم اینو بگم
:((
برچسب:
نویسنده: آریا میرزاپور
تاريخ: شنبه
9 دی
1396 ساعت: 18:15