خرید بک لینک

كاملا معلقم! چيكار كنم و چيكار ميتونم بكنم! ٣٠ تومن كه اگه داشته باشم بدم براي ي سرتيفكيت و ديدن ي كشور اروپايي! يا فكر رفتنو از سرم بيرون كنم. بمونم اينجا به فكر بهترشدن كارم باشم. اگه به ماركتينگ مطمئنم، سوادمو بيشتر كنم. ته دلم نه نيست. مطمئن نيست. ولي به چي مطمئنه؟ چرا انقد خاليه! با نوشتن چي خل ميشه؟ اينكه سر موضوع بموني! موضوع اينه كه بايد چيكار كنم. اسپانيا رفتن ارزششو داره؟ ديجيتال ماركتينگ ارزششو داره؟ كارمو عوض كنم از اينجا بهتره؟ بايد ي چيزي بهم اضافه بشه بعد عوض كنم. چرا دوست ندارم تصميم گيرنده باشم؟ دوس دارم بهم بگن چيكار كن. تكراريم نباشه. خيليه كه من بدونم چي ميخاما. ٢٧ ساامه چرا نبايد بدونم كجا ميخام باشم. نه ميخام ازدواج كنم. نه نميخام ازدواج نكنم. ميخام كار كنم. نميدونم چ كاري! ماركتينگ واسه شركت شيمي؟ تو دانشگا چيكار كردم. بهترين روزاي زندگيمو. به هرحال اينا كه دارن ميگذرن. كاش يكي ميدونست اينو. ول كنم برم درس بخونم. حداقل الان محتاج كار نيستم. ازاد كنم خودمو. يا نه. اول ببينم چيو دوست دارم. برم يادش بگيرم اين مدت كه كار ميكنم. بعد برم توش كار كنم. تئاتر دوس دارم. پول توش نيست ولي. برم اسپانيا تئاتر بخونم. نه اشنا ميخاد فقط. خودمو بچسبونم به مثلا جعفري. من ادم باهوشي نيستم واسه كاري مثل ماركتينگ. خوبم توش ولي عالي نه. اين ده تومنو خرج دوره هاي تياتر كنم. مگه چقد ميتونم توش خوب بشم با اين دماغ عملي. بايد بيشتر بدونم از تياتر! اي خدا. من يكي چرا اومدم. كجا بكار ميام. ديگه چي دوس دارم! كتاب خوندن. فيلم ديدن. انقد هميشه فكرام اشتباه بوده كه به هيچكدوم اعتباري نيس! به هيچ چيزي اعتباري نيس! ولي خيليا هستن كه ي چي ياد گرفتن كارشونم همونه. من الان همينو ميخام. اووو رقص. تو رقص عاليم. خيليم عاشقشم. كلاس برم ياد بگيرم برم اموزش بدم. ولي جدن توش پول نيست. بابا من بستمه خدا بزار برم. مجموع اينا كه گفتم دوس دارمو تياتر ميتونه جواب بده ها. صورتم خوب. بدنم خوب. واي باز بيكار شم احمق ميشم. فكراي پوچ جورواجور ميان مغزمو ميخورن. اخه اين چ وضعشه ديگه.

چجوری کجا کی میدونه چطور میشه فهمید من باید چیکار کنم. شکی نداشتم واسه اروپا رفتن که گفت نمیتونی از خاک اسپانیا تکون بخوری. حالا میگم نه اصلا مارکتینگم نمیخام. در صورتی که خب یونی که تلف شد الان چی! 2 سال اینجا کار کردنمم به باد بدم؟ همش از این شاخه به اون شاخه؟ اخه من تو چی خوبمو چیو دوس دارم. این همه سال چیکار کردم که اینو نفهمیدم. برای درس گفتم برم نونو اب دارش. مهندسی مثلا. بر کارم گفتم برم فقط پول در بیارم. کی من انقد عقده ای شدمو موفقیتمو در گرو پول دیدم که خودم نفهمیدم! باید از اول فکر میکردم خب من چی دوس دااارم! کاش همیشه میپرسیدم اینو از خودم. بر انتخاب ساز پرسیدم. خریدم. کلاس رفتم. زدم. وقت تمرین نداشتم. بد شدم. نزدم. تموم شد. فقط دوست داشتن نه!
باید چند تا چیزو در نظر بگیرم. 1. باید با کارم خوشحال باشم. 2. باید بدونم قراره مخارج زندگیو خودم بدم. اووووف این چیه اخه! خیلی سخته جفتش! حق دارم بابا! کلا چند نفرو میشناسم که جفت اینارو داشته باشه! احمد!! با مدرک دیپلم و همیشه دنبال دلش رفتن. سختیه یاد گرفتنو به جون خرید البته واسه برنامه نویسی. ولی اونم دوست داشت. عجججب. حتمن فکر میکنی باید از اون مشورت بگیری. من فقط میدونم باید مشورت بگیرم. اوضام بده. باید برم استخر. معلق بودن میتونه راه من بشه؟ هرجا برم که باد منو برد. چشه مگه؟ میشه هم کارمند باشم هم تیاترو رقص کار کنم؟ خوبه اینطوری. ولی اسپانیا چی! گذروندن دوره تو خارج چی! به نفعمه اصلا؟ نه! بزار بفهمم چی دوست دارم. بعد! زود بفهم چی دوست داری. احمقانه س این جمله؟ مگه میشه؟ زود بفهم چی دوست داری ینی چی! فهمیدن یه پروژه زمان بره حتی خود دوست داشتنم زمان بره! خود خدام نمیتونه زود بفهمه چی دوست داره. اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا داد زدن مفید ترین کاریه که میشه تو این لحظه کرد.

نوشته شده توسط تراوشگر در ساعت 8 | لینک |

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 17:26

صفحه بندی